نازاینده

لغت نامه دهخدا

نازاینده. [ ی َدَ / دِ ] ( نف مرکب ) ماده ای که باردار نشده و نزائیده باشد. ( ناظم الاطباء ). || عقیم. نازا. سترون. ( ترجمان القرآن ). عقیم. بی بر. ( ناظم الاطباء ). عقیم. عقام. عاقر. ( از منتهی الارب ). نازا: چون خواهد که از شتر و گاو زکوة بدهد باید که هر گوسفند زاینده و نازاینده ای بشمرد. ( تاریخ قم ص 175 ).
- نازاینده شدن؛ عقر. عقم. عقارة. ( از ترجمان القرآن ) ( دهار ) ( تاج المصادر ) ( منتهی الارب ).
- نازاینده گردانیدن؛ اعقام. ( تاج المصادر بیهقی ). تعقیم. ( منتهی الارب ). عقیم کردن. سترون کردن. نازا کردن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ماده ای که بچه نیاورد عقیم سترون مقابل زاینده.

جمله سازی با نازاینده

💡 قالَ رَبِّ! گفت: خداوند من! أَنَّی یَکُونُ لِی غُلامٌ مرا پسری چون بود؟ وَ قَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ و پیری بمن رسید وَ امْرَأَتِی عاقِرٌ و زن من نازاینده قالَ گفت فریشته‌ای از پیغام خدا: کَذلِکَ اللَّهُ یَفْعَلُ ما یَشاءُ (۴۰) چنین است خدا، آن کند که خود خواهد.

💡 «وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوالِیَ» و من میترسم از نیازادگان، «مِنْ وَرائِی» از پس مرگ خویش، «وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً» و زن من نازاینده است. «فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا» (۵) پس ببخش مرا از نزدیک خویش فرزندی.

💡 «قالَ رَبِّ» زکریا گفت خداوند من، «أَنَّی یَکُونُ لِی غُلامٌ» چون بود مرا پسری؟ «وَ کانَتِ امْرَأَتِی عاقِراً» و زن من نازاینده «وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا.» (۸)

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز