لغت نامه دهخدا
نارسان. [ رَ ] ( نف مرکب ) آنکه نمی رساند. ( ناظم الاطباء ). || نرسنده. که نمی رسد:
چو نیکی فزائی به روی خسان
بود مزد آن سوی تو نارسان.فردوسی. || ناتمام. ناکامل. ناپایدار و بی اعتبار. نااستوار. ناقص. نارسا:
گفت من گفتم که عهد آن خسان
خام باشد خام و زشت ونارسان.مولوی.