نادیده شوی

مترادف‌ها

نادیده گرفته شدن، چشم‌پوشی شدن

متضادها

دیده شدن

لغت نامه دهخدا

نادیده شوی. [ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) زنی که شوهر نکرده و دوشیزه باشد. ( ناظم الاطباء ). دوشیزه. باکره. دختر.

فرهنگ فارسی

( نادیده شو ی ) ( صفت ) زنی که شوهر نکرده دوشیزه باکره

جمله سازی با نادیده شوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ز هر سو عروسان نادیده شوی ز خانه برون تاختندی به کوی

💡 هیچ‌کس دوست ندارد در محیط اجتماعی یا کاری خود احساس کند که تلاش‌هایش ارزشمند نیست و یا به دلیل بی‌توجهی دیگران، نادیده شوی.

💡 اگر در یک گروه همیشه سکوت کنی و نظرات خود را بیان نکنی، ممکن است در نهایت احساس کنی که در میان جمع نادیده شوی.

💡 گاهی اوقات انسان‌ها در مسیر رسیدن به اهداف خود چنان غرق در کار می‌شوند که نگران هستند یا مبادا در چشم دیگران نادیده شوی.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران