نادره گو

متضادها

مکرر، رایج، همیشگی

لغت نامه دهخدا

نادره گو. [ دِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) لطیفه گو. نکته گو:
بود خوب و جوان و نادره گوی
زن که این دید از او تو دست بشوی.نظامی.

جمله سازی با نادره گو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 خواهی از این نادره گو گر مقال زاتش می کن دم او گرم قال

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران