لغت نامه دهخدا
ناخوش مزاج. [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) در تداول، ناخوش احوال. ناسالم. مریض. بیمار.
ناخوش مزاج. [ خوَش ْ / خُش ْ م ِ ] ( ص مرکب ) در تداول، ناخوش احوال. ناسالم. مریض. بیمار.
( صفت ) ناخوش احوال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آن خلق بی حال ناخوش مزاج طلب کرد مأمور والی خراج