لغت نامه دهخدا
نابند. [ ب َ ] ( اِخ ) رودی است در فارس. ( جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 45 ).
نابند. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) شاید مخفف نان بند. رفیده. ناوند. بالشی مدور با حشو پنبه و غیره که خمیر گسترده نان بر وی نهند و بدیوار تنور بندند. ( یادداشت مؤلف ). این بالش گونه مدور را کرمانیها لَپّو گویند.