نابند

لغت نامه دهخدا

نابند. [ ب َ ] ( اِخ ) رودی است در فارس. ( جغرافیای تاریخی غرب ایران ص 45 ).
نابند. [ ب َ ] ( اِ مرکب ) شاید مخفف نان بند. رفیده. ناوند. بالشی مدور با حشو پنبه و غیره که خمیر گسترده نان بر وی نهند و بدیوار تنور بندند. ( یادداشت مؤلف ). این بالش گونه مدور را کرمانیها لَپّو گویند.

فرهنگ فارسی

رودیست در جنوب فارس که از کوههای لارستان سرچشمه می گیرد و در خلیج کوچکی بنام خلیج نابند به دریا میریزد.
شاید مخفف نان بند رفیده.

جمله سازی با نابند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وه که در بازار رسوائی عشق پرده سوز شاهدان از باده نابند نامستور باز

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز