مثقله

لغت نامه دهخدا

( مثقلة ) مثقلة. [ م ُ ق ِ ل َ ] ( ع ص ) زن گران از بار پشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زن آبستن سنگین گشته. ( از اقرب الموارد ) ( از محیطالمحیط ).
مثقلة. [ م ُ ث َق ْ ق َ ل َ ] ( ع اِ ) سنگ ِ فرش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). سنگی که بر فرش گذارند استواری را. ( ازلسان العرب ). || ( ص ) ارض مثقله؛ زمین گران خراج. ( مهذب الاسماء، یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

سنگ فرش

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مُثْقَلَةٌ: سنگین بار (اسم مفعول از مصدر اِثقال (باب افعال )به معنای تحمیل ثقل و سنگینی )
ریشه کلمه:
ثقل (۲۸ بار)
«مُثْقَلَة» به معنای «سنگین بار» است، و منظور در اینجا کسی است که بار گناهان بر دوش می کشد.

جمله سازی با مثقله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در اضطراب و حرکت آید و قفس از جنبش او در حرکت افتد، کوتاه نظران عالم صورت پندارند که آن حرکت اختیاری است و آن جنبش ارادی، ندانند که لرزه مرتعش بی خواست او میزاید و حرکت در مصروع بی اراده او میآید، اگر مثقله کره گل بجای غل و سلاسل در گردن وی بندند از حرکت باز نایستد.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز