لغت نامه دهخدا
سام دست. [ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه در جلدی و چابکی چون سام باشد. دارنده دست بمانند دست سام:
چابکی چرب دست و شیرین کار
سام دستی و نام او سمنار.نظامی.
سام دست. [ دَ ] ( ص مرکب ) آنکه در جلدی و چابکی چون سام باشد. دارنده دست بمانند دست سام:
چابکی چرب دست و شیرین کار
سام دستی و نام او سمنار.نظامی.
آنکه در جلد و چابکی چون سام باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز تندی بیازید بر سام دست ربودش ز دست تیغ آن پیل مست
💡 چو بیچاره شد سام دست نیاز برآورد بر درگه بینیاز
💡 چو بگرفت قلواد را سام دست همان گاه قلواد بر پای جست