لغت نامه دهخدا
زمین شناس. [ زَ ش ِ ] ( نف مرکب ) زمین شناسنده. عالم به احوال قسمتهای مختلف کره زمین. شخصی که در مورد ساختمان بخش های زمین تحقیقاتی دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد شود.
زمین شناس. [ زَ ش ِ ] ( نف مرکب ) زمین شناسنده. عالم به احوال قسمتهای مختلف کره زمین. شخصی که در مورد ساختمان بخش های زمین تحقیقاتی دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد شود.
عالم به علم زمین شناسی.
( صفت ) علم به احوال کره زمین شخصی که در مورد ساختمانهای بخشهای مختلف زمین تحقیقانی دارد.
زمین شناس کسی یا ویژگی کسی است که در علم زمین شناسی تخصص دارد و عهده دارِ درک و تفسیر یک، دو، یا چند شاخه از این علم است. زمین شناس دربارهٔ مواد جامد و مایعِ تشکیل دهندهٔ زمین مطالعه می کند. همچنین، با دانش هایی مانند فیزیک، شیمی، و زیست شناسی آشنایی دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این اصطلاح برای اولین بار توسط ادوارد سوس، زمین شناس اتریشی قرن نوزدهم استفاده شد. مفهوم معاصر تکنوسفر برای اولین بار توسط زمین شناس و مهندس آمریکایی پیتر هاف از دانشگاه دوک مطرح شد.
💡 ایگوانودون در سال ۱۸۲۲ (میلادی) کشف شد و به وسیلهٔ زمین شناس انگلیسی گیدئون مانتل در سال ۱۸۲۵ (میلادی) نامگذاری شد. ایگوانودون دومین دایناسوری است که بعد از مگالوسور نامگذاری شدهاست. انواع زیادی از ایگوانادونهای نامگذاری شده از دوره کیمریجین تا دوره سنومانین، از آسیا، اروپا و آمریکای شمالی سنیابی شدهاند.