لغت نامه دهخدا
سازشکارانه. [ زِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بروش سازشکاران. بشیوه سازشکاری. رجوع به سازش و سازشکار شود.
سازشکارانه. [ زِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بروش سازشکاران. بشیوه سازشکاری. رجوع به سازش و سازشکار شود.
۱. به روش سازش کاران.
۲. (صفت ) مانند سازش کاران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رسمی که در زمان پادشاهان متأخر آشور مانند اسرحدون و آشوربانیپال بهناچار از روی ضعف متداول گشت و آشوریان به سبب قدرت یافتن حریفانشان و همچنین فساد و پوسیدگی دستگاه سلطنتشان از درون، چارهای نداشتند که با بخشی از فرمانروایان مستعمرات خویش سیاست سازش و مدارا را پیشه کنند و حقوق زیرپا گذاشتهٔ آنان را این بار به رسمیت بشناسند. این شیوهٔ سازشکارانه از روی ضعف با شعار اپونیم یعنی صلح احیا شود به سرانجام میرسید؛ ولی این سیاست هم چندان توفیقی حاصل نکرد و در زمانی نچندان طولانی - ۶۱۲ پ.م. - طومار آشوریان از روی زمین برچیده شد.