غرقم

لغت نامه دهخدا

غرقم. [ غ َ ق َ ] ( ع اِ ) مهره نره تاختنه جای. ( منتهی الارب ). مهره نره تا جای ختنه گاه. ( ناظم الاطباء ). صاحب تاج العروس گوید: جوهری این لغت را نیاورده است و آن به معنی حشفه است. در شعری که به این معنی شاهد آورده اند فرقم نیز روایت شده است.

جمله سازی با غرقم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم که تا به گردن در لطف‌هات غرقم قانع نگشت از من دلدار تا به گردن

💡 در آب دیده غرقم و این از همه بتر کآهی نمیتوان زد کآب از دهان گذشت

💡 تاج استغنا و نعلین سلوک راه فقر دادیم غرقم در انعام تو از سر تا به پا

💡 در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون دامان خون آلود را در خاک می مالیده‌ام

💡 چو آفتاب از این شرم در عرق غرقم امید آنکه بپوشی بدین خطا پرده

💡 مستم ولی از روی او غرقم ولی در جوی او از قند و از گلزار او چون گلشکر پرورده‌ام

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز