سایه افکن
مترادفها
سایهدار، سایهانداز
فرهنگ عمید
آن که یا آنچه بر کسی یا بر چیزی سایه بیفکند، سایه افکننده، سایه اندازنده، سایه انداز، سایه گستر.
فرهنگستان زبان و ادب
{gobo} [سینما و تلویزیون] نقاب یا ورقه یا پردۀ کوچکی که در نزدیکی دوربین قرار داده می شود تا با تنظیم آن از مزاحمت بازتاب های نورافکن بر روی عدسی جلوگیری کند، یا در مقابل نورافکن ها قرار می گیرد تا اَشکال متنوعی بر پس زمینه ایجاد کند
جمله سازی با سایه افکن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نشد ظلمت به نوعی سایه افکن که بشناسد کسی از دوست، دشمن
💡 مگر نهال تو در باغ سایه افکن شد؟ که سرو رخنه دیوار باغ می جوید
💡 چون همایی سایه افکن بر سرای ما شبی تا ز خورشید رخت روشن شود ایوان عشق
💡 بیا چون ابر بر ما سایه افکن به احسان بشکفان پژمرده گلشن
💡 از بلندی، طاق ایوان فلک بنیاد تو سایه افکن گشته چون مد الف بر آفتاب
💡 آن درخت بسیار قدیمی و عظیم که در وسط میدان شهر قرار گرفته است، سایه افکن عظیمی بر سر گذره و پیادهروهای اطراف دارد.
💡 سیاستمدار محبوب و با نفوذ کشور، با رویکردهای سایه افکن خود توانست بسیاری از تصمیمات بزرگ دولتی را در پشت پرده مدیریت کند.
💡 این اثر هنری بسیار زیبا و چشمگیر، سایه افکن عمیقی بر روح بیننده میگذارد و او را به فکر فرو میبرد تا حقیقت زندگی را بیابد.