فحشاء
مترادفها
فحاشی، ناسزا، زشتی
متضادها
حیا، پاکدامنی، عفت
لغت نامه دهخدا
فحشاء. [ ف َ ] ( ع اِمص، اِ ) معصیت زشت. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( مجمل اللغه ). بدی که از حد درگذرد. ( زمخشری ). زشت کاری. ( ربنجنی ). هو ما ینفرعنه الطبع السلیم و یستنقصه العقل المستقیم. ( تعریفات ). || زنا. ( منتهی الارب ). || نابکاری. ( تفلیسی ). || بی فرمانی. ( ربنجنی ). || زفتی در اداء زکات. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || فاحشه. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با فحشاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ» مفسران گفتند فحشاء درین آیت زنا است چنانک گفت: «قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ اللَّاتِی یَأْتِینَ الْفاحِشَةَ» یعنی الزّنا، و گفتهاند فحشاء اینجا بخل است چنانک در سوره البقرة گفت: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ» و مصطفی (ص) گفت: «ان اللَّه یبغض الفاحش المتفحش البذی»
💡 همچنین پرونده دیگری در دادگاه عمومی قم به اتهامهایی نظیر اشاعه فحشاء از طریق انتشار وتار ها و مصاحبه با موضوع برابری جنسی و دفاع از حقوق زنان در دست رسیدگی دارد.