لغت نامه دهخدا
عدیم المثل. [ ع َ مُل ْ م ِ ] ( ع ص مرکب ) بی نظیر. بی مانند. عدیم المثال. عدیم النظیر:
به باب ظلم شدم در جهان عدیم المثل
شدم عدیم من و ظلم من نگشت عدیم.سوزنی.حکیم بود ز اقران خود عدیم المثل
چو مثل خویش ز اقران خویش گشت عدیم.سوزنی.
عدیم المثل. [ ع َ مُل ْ م ِ ] ( ع ص مرکب ) بی نظیر. بی مانند. عدیم المثال. عدیم النظیر:
به باب ظلم شدم در جهان عدیم المثل
شدم عدیم من و ظلم من نگشت عدیم.سوزنی.حکیم بود ز اقران خود عدیم المثل
چو مثل خویش ز اقران خویش گشت عدیم.سوزنی.
بی نظیر بی مانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنام ظلم شدم در جهان عدیم المثل شدم عدیم و نشد ظلم من زدهر عدیم
💡 این یکی برزبر عدیم المثل وان یکی بهر زیر بی مانند
💡 حکیم بود ز اقران خود عدیم المثل چو مثل خویش ز اقران خویش گشت عدیم
💡 جز توکشنید ای عدیم المثل ز انس و جان هر که آشکار و نهان