عانت

لغت نامه دهخدا

عانت.[ ن ِ ] ( ع ص ) دختری که بی شوی تا دیر در خانه مانده باشد و شوی ندیده باشد. ج، عَوانت. ( ناظم الاطباء ).
عانة. [ ن َ ] ( ع اِ ) خر ماده. گله خر. گله گورخر. ( از المنجد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || موی زهار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بانه و پشت زهار. رنبه در تداول عامه. ج، عون.
- استخوان عانه؛ استخوان پشت زهار. ( ناظم الاطباء ).
عانة. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی است بر فرات و او را قلعه محکمی است و ابن الجهم العانی منسوب بدانجاست. ( از معجم البلدان ). چند ستاره ٔروشن است در پایین سعود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دختری که بی شوی تا دیر در خانه مانده باشد و شوی ندیده باشد.

جمله سازی با عانت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا به عانت ز خوش آمد بعد و خوش نشوند راه مردان نزند وسوسهٔ شیطانی

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز