لغت نامه دهخدا
طرازان. [ طِ ] ( نف، ق ) در حال طرازیدن.
طرازان. [ طِ ] ( نف، ق ) در حال طرازیدن.
در حال طرازیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهار گوشه ی سجاده اش ز فرط جلال طراز سبحه طرازان گنبد دوّار
💡 جز اختراع جنون امل طرازان نیست قیامت دو نفس عمر و حسرت جاوید
💡 سزد که سبحه طرازان گنبد اعلی بدین قصیدۀ غرّا کنند استغفار
💡 بخت او گر بدل نغمه طرازان گذرد شاخ طوبی شود از برگ و ثمر پیکرنای
💡 دم بدادند مرا دام طرازان حواس زآنکه پرواز نه در اوج مکان میکردم