واژه «صُوَرَکُمْ» یک ترکیب عربی است که از ریشه «صَوَّرَ» گرفته شده و به معنای «شما را صورتبندی کرد»، «شما را شکل داد» یا «به شما صورت و هیئت بخشید» به کار میرود. این واژه در اصل به مفهوم ایجاد شکل و ساختار دادن به چیزی اشاره دارد و در مورد انسانها به معنای آفرینش و شکلدهی ظاهری آنان توسط خالق است. «صُوَرَکُمْ» بیانگر فرآیند آفرینش است که در آن انسانها دارای صورت، اندام و نظم خاصی شدهاند. این واژه در متون عربی و دینی معمولاً برای اشاره به قدرت الهی در خلق و نظمبخشی به موجودات استفاده میشود. مفهوم آن تنها به ظاهر فیزیکی محدود نیست، بلکه میتواند به نظم کلی و ساختار وجودی انسان نیز اشاره داشته باشد. در زبان دینی، این واژه نشاندهنده توجه به حکمت و دقت در آفرینش انسان است. همچنین بیانگر این معناست که خلقت انسان تصادفی نیست، بلکه همراه با طراحی و صورتبندی دقیق انجام شده است. «صُوَرَکُمْ» از نظر معنایی تأکید بر تفاوتها و ویژگیهای منحصر به فرد انسانها در شکل و ساختار دارد. این واژه در عین سادگی، بار معنایی عمیقی در بیان آفرینش و خلقت انسان دارد. بنابراین، «صُوَرَکُمْ» به معنای «شما را صورت داد و شکل بخشید» در زبان عربی به کار میرود و به فرآیند آفرینش و صورتبندی انسانها اشاره دارد.
صورکم
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی صَوَّرَکُمْ: شما را صورتگری نمود -شما را شکل داد
ریشه کلمه:
صور (۱۹ بار)کم (۲۲۹۱ بار)
صورت به معنی شکل است جمع آن صور (بر وزن صرد) است. تصویر: صورت دادن و شکل دادن میباشد.. یعنی شما را تصویر کرد و شکلهایتان را نیکو قرار داد. تصویر آدمی در رحم مادران انجام میگیرد. سلّولی که بشر از آن بوجود میآید حیوان سادهای است به شکل زالو که اصلاً شباهت به انسان ندارد سپس به تدریج در اثر مشیّت و نظم خدائی به صورت پسر یا دختر میآید و آن چیز ساده به موجودی زیبا و موزون مبدل میشود.. یعنی شما را اندازه گرفتیم سپس صورت دادیم. مصوّر: صورت دهنده. از اسماء حسنی است. تصویر خدائی فقط به انسان اختصاص ندارد بلکه شامل تمام موجودات است و دقائق تصویر در همه مخلوقات ساری و هویدا است.
جمله سازی با صورکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ گفت: الدنیا صورکم و جمیع ما فی الکونین صورکم والامر و الاسم و الصور فالمقامات حرکات الظواهر و الاحوال حرکات السرایر و التوحید و المعرفة وراء الظواهر و السرایر و لایصل العبد بروح التوحید و صفاء المعرفة الابکفایة و رعایة و عنایة من الحقّ تعالی و تقدس.