شرتی

لغت نامه دهخدا

شرتی. [ ش ِ ] ( ص نسبی ) گاه به صورت صفت و به معنی شلخته و زنی ( یا ندرتاً مردی ) که بی احتیاط و ناپرواست و به کارهای زندگی نمی رسد استعمال می شود و گاه بصورت قید برای بیان کیفیت کارها ( خاصه جارو کردن و تمیز کردن اطاق و خانه ) به کار می رود: امروز چون کارداشتم به جاروی حسابی اطاق نرسیدم و فقط شرتی زدم. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ). رجوع به شرت شود.

فرهنگ عمید

۱. ویژگی زن شلخته که کارهایش سرسری و بی نظم وترتیب باشد، شرتی پرتی.
۲. (قید ) با بی قیدی و شلختگی.

فرهنگ فارسی

گاه بصورت صفت و به معنی شلخته و زنی که بی احتیاط و ناپرواست و به کار های زندگی نمی رسد استعمال می شود و گاه بصورت قید برای بیان کیفیت کار ها بکار می رود.

جمله سازی با شرتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوایز شرتی به عنوان تیک‌تاکر سال ۲۰۱۹شد.نام او در سال ۲۰۲۰، در لیست ۳۰ فرد زیر ۳۰ سال فوربز قرار گرفت.