لغت نامه دهخدا
شاخ کج. [ ک َ ] ( ص مرکب ) شاخداری که شاخش کج باشد:
این قوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من
غوغای جنگ قوچ و تماشا، از آن تو.وحشی.
شاخ کج. [ ک َ ] ( ص مرکب ) شاخداری که شاخش کج باشد:
این قوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من
غوغای جنگ قوچ و تماشا، از آن تو.وحشی.
شاخداری که شاخش کج باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل گوش پهن کرده ز شاخ کج و خموش کز نای عندلیب نیوشد مقام راست
💡 این غوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من غوغای جنگ غوچ و تماشا از آن تو