سعات

لغت نامه دهخدا

سعات. [ س ُ ] ( ع اِ ) سعاة. ج ِ ساعی: امیر ارغون خود به اردوی پادشاه جهان رسید و در مقدمه جماعتی از نمامان و سعات آنجا بودند. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به ساعی شود.

فرهنگ عمید

سخن چینان.

فرهنگ فارسی

جمع ساعی
۱ - سعی کننده کوشنده کوشا. ۲ - دونده شتابنده. ۳ - سخن چین غماز. ۴ - فراهم آورنده زکات عامل صدقات. ۵ - مهتر جهودان جمع سعات.

جمله سازی با سعات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر آفتاب سعات برو نظر نظر دارد همیشه همدم اقبال و بخت مسعودست

لحظه یعنی چه؟
لحظه یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز