سربه سر
مترادفها
بازی گرفتن، مسخره کردن، شوخی کردن
فرهنگ عمید
۱. سراسر، سرتاسر، همه، همگی: عالم همه سربه سر خراب است و یباب / در جای خراب هم خراب اولی تر (حافظ: ۱۱۰۰ ).
۲. (صفت ) برابر.
* سربه سر شدن: (مصدر لازم ) [مجاز] برابر شدن، مساوی شدن.
جمله سازی با سربه سر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اینچنین سهل است جانا سربه سر پیش آنچه آیدت آخر به سر
💡 که امشب سربه سر بیدار باشید به پاس اندر همه هشیار باشید
💡 زنیزه، هوا بیشه ی شیر شد جهان سربه سر پر ز شمشیر شد
💡 چه عود و چه عنبر چو دارد به غم جهان سربه سر چهره زادشم
💡 چو آذین سربه سر پیغام بشنید همان گه باد پایی خنگ بگزید
💡 ندانم به روی زمین سربه سر زیاران خود کس وفادارتر