سراری

لغت نامه دهخدا

سراری. [ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ سُرّیّة، بمعنی کنیز: جمعی از جواری و سراری پدرش در آن قلعه بودند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). کنیزکی از جمله سراری با خویشتن برده. ( ترجمه تاریخ یمینی ). چنگیزخان را از خواتین و سراری فرزندان ذکوراً و اناثاً بسیار بودند. ( جهانگشای جوینی ). رجوع به سُرّیّة شود.

فرهنگ عمید

= سریت

فرهنگ فارسی

جمع سریه
جمع سریه کنیز

جمله سازی با سراری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ره گریان سراری تا جواری به خون غلطان سپاهی تا امیره

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز