لغت نامه دهخدا
ساغرچ. [ غ َ ] ( اِخ ) ساغرج. صاغرج. یکی از قراء سغد بر پنج فرسنگی سمرقند. رجوع به ساغرج شود.
ساغرچ. [ غ َ ] ( اِخ ) ساغرج. صاغرج. یکی از قراء سغد بر پنج فرسنگی سمرقند. رجوع به ساغرج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به صد عز و شأن پادشاه و سپاه چو کردند ساغرچ را تکیه گاه
💡 بگفتا که شاه فلک آشیان شنیدم به ساغرچ برده عنان