ساده کرده

لغت نامه دهخدا

ساده کرده. [ دَ / دِ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) خایه کشیده را گویند. ( آنندراج ). خصی و خواجه سرا و اخته. ( ناظم الاطباء ). رجوع به ساده کردن شود.

فرهنگ فارسی

خایه کشیده را گویند

جمله سازی با ساده کرده

💡 گهی به پیکرم از سیم ساده کرده قبای گهی بگردنم از مشک ناب بسته طناب

💡 چون لوح ساده کرده دل را ز جمله نقشی پس نام او نوشته بر روی لوح ساده

💡 راز دو کون در نظر ما دو عینک است تا همچو آبگینه ورق ساده کرده ایم

💡 فناوری امضای همراه، بیش از هر چیز کار را برای شهروند متقاضی دریافت خدمات ساده کرده است؛ اما این سهولت استفاده، نیازمند تعامل قوی و اثربخشی است که بین بازیگران و ذی‌نفعان آن جاری می‌شود.

💡 چندین کتاب در گرو باده کرده ایم تا از غبار، صفحه دل ساده کرده ایم

💡 در صدر همه ویژگی های ادمودو و قوی ترین جنبه آن باید جنبه اجتماعی این شبکه باشد. درست مانند فیس بوک، ادمودو جستجو ی دوستان و اضافه کردن آنها به لیست دوستان برای کاربران را ساده کرده است – حال این دوستان چه معلم باشند و چه دانش آموز.

اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز