لغت نامه دهخدا
زپر. [ زَ پ َ ] ( اِ ) اصل کلمه زَفَر در پهلوی. دهان. پوز. بتفوز. ( یادداشت مؤلف ).
زپر. [ زَ پ َ ] ( اِ ) سپر. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
زپر. [ زَ پ َ ] ( اِ ) اصل کلمه زَفَر در پهلوی. دهان. پوز. بتفوز. ( یادداشت مؤلف ).
زپر. [ زَ پ َ ] ( اِ ) سپر. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
سپر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درین حدیقه سرو برگ خواب ناز کراست بهار هم زپر رنگ میکند بالین
💡 با بال چون نگارگه جلوه در بهار طاوس رشک برده زپر کلاهشان
💡 نخوت شرب بوالا که زپر مکس است چیست در باغ چو طاوس مگس هست بکار
💡 آن یکی می رفت از پا آن زپر آن یکی از سینه آن دیگر زبر
💡 بم و زپر ساز هذیان تو به خواب مخمل افکن که دماغ این نواها نی بوریا ندارد
💡 سرازپاک تربت برآر – ای رسول زپر نور مرقد برآی ای بتول