فرهنگ معین
(زَ مَ ) (اِ. ) ازدواج.
(زَ مَ ) (اِ. ) ازدواج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو یکی در فطرت خود غوطه زن مرد حق شو بر ظن و تخمین متن
💡 چو زن مرد و آن طفل بی کس بماند کس بی کسانش به جائی رساند
💡 در سال ۲۰۱۹ طی تجاوز گروهی در حیدرآباد به زن مرد دامپزشک، پس از تجاوز به زن جوان وی، با ریختن بنزین به روی بدنش آن را سوزانده و به قتل رساندهاند.