فرهنگ معین
(زَ ) (اِمر. ) نامادری.
(زَ ) (اِمر. ) نامادری.
ناماد
💡 اولدوز با زن بابای بیعاطفهاش زندگی میکند. تنها کسی که اولدوز میتواند با او بازی کند، عروسک بزرگش است. روزی که او از کشتن گاوش بسیار ناراحت و غصهدار است، عروسکش به سخن در میآید و اولدوز و یاشار، پسر همسایه را به دنیای عروسکها در جنگل میبرد. زن بابا به عروسک اولدوز شک میکند و …