ماروش

لغت نامه دهخدا

ماروش. [ مارْوَ ] ( ص مرکب ) چون مار. کشنده و گزنده همچون مار:
برده به رمح ماروش نیروی گاو آسمان
چون تف گرز گاوسر شوکت مار حمیری.خاقانی.
مأروش. [ م َءْ ] ( ع ص ) ( از «ارش » ) مخلوق. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || مخدوش. خراشیده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) ( از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

مخلوق

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:مورش

جمله سازی با ماروش

💡 باز این دلم خدنگ بلا را نشانه شد وین زهر ماروش به سوی ما روانه شد

فراخوانی یعنی چه؟
فراخوانی یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز