مارز

لغت نامه دهخدا

مارز. ( اِخ ) یکی از دهستانهای نه گانه ٔبخش کهنوج شهرستان جیرفت است. این دهستان در جنوب خاوری کهنوج واقع است شمال آن دشت و شن زار و جنوب آن کوهستانی است. رودخانه آورتین از کوههای بشاگرد سرچشمه می گیرد و این دهستان را مشروب می سازد. این دهستان از 32 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و در حدود 1000 تن سکنه دارد و خرمای آنجابخوبی معروف است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
مأرز. [ م َءْ رِ ] ( ع اِ ) ( از «ارز» ) جای پناه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پناه جای و محل پناه و پناهگاه. ( ناظم الاطباء ). ملجاء. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جای پناه

جمله سازی با مارز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آشوت در برابر این لشکر بزرگ که بسیار بیش از سپاهیان او بودند نخست تا منطقه دریاچه سوان عقب نشست لیکن از آنجا به بعد، ارتش ارمنستان به فرماندهی سردار ارمنی شاهزاده «گئورگ مارز پتونی» دست به حمله متقابل زد و شکست سختی را به دشمن وارد کرد و آنان به ناچار عقب‌نشینی نمودند.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز