لغت نامه دهخدا
مارت. ( اِ ) ماه قیصری، اول آن مطابق است تقریباً با اول آذرماه رومی و بیست و هشتم ( 28 ) اسفند ماه جلالی و سیزدهم ( 13 ) مارس فرانسوی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مارت. ( اِ ) ماه قیصری، اول آن مطابق است تقریباً با اول آذرماه رومی و بیست و هشتم ( 28 ) اسفند ماه جلالی و سیزدهم ( 13 ) مارس فرانسوی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
سنت خواهر حضرت مریم و [ لازار ] عید ۲۹ ژوئیه بیاد اوست.
ماه قیصری
مارت (تورینگن). مارت ( به آلمانی: Marth ) یک شهر در آلمان است که در آیشسفلد واقع شده است. مارت ۳۶۲٬۰۰۰ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشو ایمن که هست افسرده مارت بجنبش تیره سازد روزگارت
💡 تو ضحاکی و مارت از دوش خاست ولی نوشت از چشمه نوش خواست
💡 همیشه همچو کژدم جان گزا باش که تا باشد چو مارت جامه دیبا
💡 از ریختن خون کسان چاره نداری ضحاکی و بر دوش تو مارت ز دوگیسو
💡 جهان دشمن زمان سخت آسمان دور غریب کربلا مارت بمیره