مائل

لغت نامه دهخدا

مائل. [ ءِ ] ( ع ص ) مایل. چفسان. زنی که خمان و چمان رود از ناز و گردنکشی،یا مائل است از طاعت خدای و آنچه او را لازم است از حفظ فروج، یا شانه میلاء می کند که کراهت دارد، یا مایل است بسوی بدی و فساد. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ج، مائلات. و رجوع به مائله و مایله و مایل شود.

فرهنگ فارسی

( اسم و صفت ) ۱- گراینده بچیزی میل کننده راغب شایق: خری چند مایل به جلهای رنگین ددی چند راغب به آفت رسانی. ( وحشی. چا. امیر کبیر ۲ ) ۲۶۹- خمیده برگردیده. ۳- نزدیک به متمایل به: کتی قهوه یی وشلواری زرد رنگ مایل بسبز پوشیده بود.
مایل چفسان زنی که خمان و چمان رود از ناز و گردنکشی

جمله سازی با مائل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 راستی را تا ببالای تو مائل گشته ایم خانه ی دل را چو گردون زیر و بالا کرده ایم

💡 مشو مائل غیر کاسرار دوست همیشه خود از خود شنیدن نکوست

💡 بزینت در و دیوار نیستم مائل که نقش خانه من، نقش بوریا باشد

💡 دلم بسایه ی دیوار او بود مائل در آن زمان که گِل قالبم بود دیوار

💡 ازان نیلوفرستان آن دو مائل به دوش یکدیگر کرده حمائل

الهی یعنی چه؟
الهی یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز