لغت نامه دهخدا
لکه گیر. [ ل َک ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه لکه گیرد ( از لباس و جز آن ). || آنکه اصلاح قسمتهای ریخته گچ و مانند آن از دیواری یا سقفی کند.
لکه گیر. [ ل َک ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) آنکه لکه گیرد ( از لباس و جز آن ). || آنکه اصلاح قسمتهای ریخته گچ و مانند آن از دیواری یا سقفی کند.
آن که لکۀ چیزی را پاک کند.
( صفت ) ۱- آنکه لکه های پارچه و لباس و غیره را پاک کند. ۲- آنکه قسمتهای ریخت. گچ و غیره را از دیوار یا سقفی اصلاح کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچنین، برخی از کاشیهای ساخته شده، حاوی بیانههای سیاسی مرموز یا متنی با محتوایی هستند که خوانندگان را نسبت به ساخت و نصب کاشیهای مشابه، ترغیب میکند. جنس موادی که کاشیها با آن ساخته شدهاند، در ابتدا ناشناخته بود؛ اما بعدها، مدارک نشان دادند که کاشیها را با لایههایی از مخلوط مشمع و لکه گیر آسفالت ساختهاند. در میانههای دهه ۱۹۹۰، نخستین مقالات در مورد کاشیها، منتشر شدند؛ با این حال، احتمالاً نخستین منابع مربوط به کاشیها، در میانههای دهه ۱۹۸۰ ظاهر شدند.