لعنتم
متضادها
دعا، رحمت، برکت
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عنت (۵ بار)ل (۳۸۴۲ بار)
«لَعَنِتُّم» از مادّه «عنت» به معنای افتادن در کاری است که انسان از عواقب آن می ترسد، و یا امری است مشقت بار، و به همین جهت هنگامی که به استخوان شکسته فشاری برسد و تولید ناراحتی کند، «عنت» گفته می شود.
جمله سازی با لعنتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرکه در روئی چنین آورد تیغ لعنتم از حق بدو آید دریغ
💡 عیان کن اندر اینجا آن نمودار حجاب لعنتم از پیش بردار
💡 خطاب لعنتم یار است در دل وز آن لعنت مرا مقصود حاصل
💡 که حق بگرفت بر من این بهانه که طوق لعنتم باشد نشانه
💡 حقیقت جان جانها لعنتم کرد ولیکن آخر اینجا رحمتم کرد
💡 نمود لعنتم اینجا تو کردی در اینجاگه مرا رسوا تو کردی
💡 او در میان گریهها و زاریها، با صدایی لرزان گفت که لعنتم بر این روزگار سیاه که تنها باعث رنج و عذاب من شده است.
💡 او با عصبانیت از تمام اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده بود، گفت که لعنتم بر آن تصمیمات احمقانه که زندگیام را خراب کرد.
💡 در آن لحظه از تنهایی مطلق، او با خود زمزمه کرد که لعنتم بر تمام کسانی که در سختیها مرا به حال خود رها کردند.