لغت نامه دهخدا
لاکان. ( اِخ ) نام دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت واقع در شش هزارگزی جنوب رشت. دارای 790 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ). و چای لاکان بخوبی مشهور است.
لاکان. ( اِخ ) نام دهی جزء دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت واقع در شش هزارگزی جنوب رشت. دارای 790 تن سکنه. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 2 ). و چای لاکان بخوبی مشهور است.
نام دهی جزئ دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان رشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۲۱ مرداد ۱۴۰۰ وی در زندان لاکان رشت به گفتهٔ خودش دست به اعتصاب غذای نامحدود زد، او در اعتراض به قطعی مکرر تلفن و مدیریت ناکارآمد زندان اعتصاب غذا کرده بود و ۲۶ مرداد ۱۴۰۰ به این اعتصاب غذا پایان داد.
💡 استدلال آلتوسر در اینجا قویاً از مفهوم مرحله آینهای ژاک لاکان نشأت میگیرد. بر خلاف لاکان که بین «من» (یعنی ایگوی آگاه که توسط مرحله آینهای ایجاد میشود) و «سوژه» (یعنی موضوع نمادین ناخودآگاه) تمایز قائل میشود، آلتوسر هر دو مفهوم را یکی میکند.
💡 این روستا در دهستان لاکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۰ نفر (۲۱خانوار) بودهاست.