لاغر اندام
مترادفها
نحیف، باریکاندام، لاغر
متضادها
چاق، تپل، تنومند، درشتاندام
فرهنگ عمید
باریک اندام.
فرهنگ فارسی
باریک اندام.
جمله سازی با لاغر اندام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چهره او سوژه بیانتهایی برای انبوهی از عکسها بوده که همه روی زیبایی توأم با اندکی غرابت و کیفیت دست نیافتنی و انگار انتزاعی آن، متمرکز بودهاند، با حالتهای غیرعادی، اغلب در حال شکلک درآوردن، بدون جنبههای اروتیک و با تأکید بر یک جذابیت کودکانه، انگار همیشه جوان و معصوم و پاک و رؤیایی. این فیزیک مناسب و سینمایی، در فیلمی مثل سرگذشت آدله در نقش خود بسیار خوش مینشیند. در نقش دختر پریده رنگ، لاغر اندام و سودایی ویکتور هوگو که به قول معروف سرش در آسمانها و پاهایش روی زمین است و جلوی چشم ما از رنج عشقی یک طرفه و چنان رمانتیک که در خور رمانهای پدرش است، تحلیل میرود و کارش به سرگردانی و جنون میکشد.
💡 سید مرتضی اما لاغر اندام بود و بکودکی همراه با برادرش رضی نزد ابن نباته مولف خطب درس همی خواند. روزی شیخ مفید به مجلس درس سید آمد.