لغت نامه دهخدا
لاشه سگ. [ ش َ / ش ِ س َ ] ( اِ مرکب ) سگ ضعیف و لاغر و نزار:
لاشه سگ بس تلاش برد بکار
لاشه افکند عاقبت به کنار.علی اکبر دهخدا.
لاشه سگ. [ ش َ / ش ِ س َ ] ( اِ مرکب ) سگ ضعیف و لاغر و نزار:
لاشه سگ بس تلاش برد بکار
لاشه افکند عاقبت به کنار.علی اکبر دهخدا.
( اسم ) سگ لاغر و نزار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجوی آب تو روزی هزار لاشه سگ در او فتاده و اجزای آن سرشته در آب
💡 از دنب لاشه سگ طلب دنبه میکند و آماس باز می نشناسد ز فربهی