لازوال

مترادف‌ها

جاودان، ابدی، همیشگی

متضادها

فانی، ناپایدار، موقت، زودگذر

لغت نامه دهخدا

لازوال. [ زَ ] ( ع ص مرکب ) ( از: «لا» + «زوال » ) باقی. پاینده. دائم. ابدی.

جمله سازی با لازوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مشکن ار خواهی حیات لازوال رشتهٔ ماضی ز استقبال و حال

💡 حقیقت لازوال و لامکان است مگو دیگر که عالم بیکران است

💡 بسیاری از فیلسوفان در طول تاریخ تلاش کرده‌اند تا معنای واقعی زندگی و رسیدن به یک سعادت لازوال و همیشگی را در این دنیای پر از تغییر بیابند.

💡 عشق پاک و خالصانه، برخلاف زیبایی‌های فانی و گذرا، دارای ماهیتی لازوال است که می‌تواند فراتر از زمان و مکان، در قلب‌ها و ذهن‌ها باقی بماند.

💡 آثار هنری بزرگ و ماندگار، گویی با جادویی خاص ساخته شده‌اند تا با گذشت قرن‌ها، زیبایی و شکوه خود را به شکلی لازوال برای نسل‌های آینده حفظ کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران