فرهنگ عمید
دلیر، پردل.
دلیر، پردل.
( صفت ) سخت دل با جرات دلیر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجب نیست گر ما قوی دل شدیم که این خاصیت هست در نیشکر
💡 شدید البأس ازانم خواند یزدان به پشت من قوی دل روی مردان
💡 مه باریک را چون رشته تن قوی دل گردد از مهر تو چون من
💡 ز گردان ارمن یکی تند سیر به کشتن قوی دل به مردی دلیر
💡 هرون الرّشید گفت: «همچنین است که تو گفتی، ای پدر، جزاک اللّه خیرا، آنچه حاجت است درین کرده آید. بازگرد و آنچه گفتی بنمای.» قوی دل بازگشت و آنچه رفته بود با فرزندان فضل و جعفر بگفت، ایشان شاد شدند.