قهریه

مترادف‌ها

اجباری، زورمندانه، قهرآمیز

متضادها

ملایم، آرام، سازشکارانه

لغت نامه دهخدا

( قهریة ) قهریة. [ ق َ ری ی َ ] ( ع ص نسبی ) مؤنث قهری.
- قوه قهریه؛ زور. قدرت. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(قَ یِّ ) [ ع. قهریة ] (ص نسب. ) مؤنث قهری.، قوة ~زور، قدرت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) مونث قهری. یا قوه قهریه. زور قدرت: کاتیلینا مصمم بود در صورت لزوم با قوه قهریه حکومت را به دست آرد.

ویکی واژه

مؤنث قه
قوة ~زور، قدرت.

جمله سازی با قهریه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ظرفیت تولیدی است که فروشنده تنها با در نظر گرفتن مشکلات هر واحد نیروگاهی و شرایط محیطی و بدون در نظرگرفتن اثرات محدودیت‌های خارج از مسئولیت خود (از قبیل محدودیت انتقال، حوادث قهریه و دستورهای مرکز)، آن را تعیین و به مدیر بازار اعلام می‌نماید.

💡 ابرت تمام تلاش خود برای گفتگو با سیاستمداران به کار برد تا نظام امپراتوری را از فروپاشی نجات دهد. وی برای نشان دادن حسن‌نیت به پیروان خود، خواستار کناره‌گیری از امپراتور از ۶ نوامبر شد. اما ویلهلم دوم که هنوز در مقر خود در اسپا در بلژیک بود و قصد خریدن وقت برای جمع کردن نیرو داشت. پس از آنکه متفقین در آن روز با مذاکرات آتش‌بس موافقت کرد، او امیدوار بود که در رأس ارتشش به آلمان برگردد و انقلاب را با قوه قهریه فرونشاند.

💡 در برخی روابط اجتماعی، اعمال قدرت قهریه می‌تواند باعث ایجاد فاصله و بی‌اعتمادی عمیق میان افراد شده و ساختار همکاری‌های سازنده را به کلی از بین ببرد.

💡 برخورد قهریه با حقوق شهروندان در دوران مدرن، همواره با انتقادات گسترده از سوی نهادهای حقوق بشری و گروه‌های فعال اجتماعی در سطح بین‌المللی همراه است.

💡 استفاده از روش‌های قهریه برای حل اختلافات کاری، معمولاً نتایج موقتی دارد و در درازمدت باعث افزایش تنش و نارضایتی شدید میان کارکنان سازمان می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران