قالی بافی

لغت نامه دهخدا

قالی بافی. ( حامص مرکب ) عمل قالی باف. شغل بافنده قالی. || ( اِ مرکب ) محل بافتن قالی. کارگاه قالی.

فرهنگ فارسی

عمل بافتن قالی.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:قالی

جمله سازی با قالی بافی

💡 ظرف‌های سیمین و زرین ایران باستان در دورهٔ هخامنشیان بی‌نظیرند. در میان ظرف‌های فلزی هخامنشیان به وفور به دسته‌های زینتی پر نقش و نگاری به شکل قوچ کوهی برمی‌خوریم. این نماد خورنه هستند. در تصویرهای تخت جمشید به عطردان‌های رخامی، عود سوزهای زرین، سطل زرین کندر، و حوله‌های ظریف کتان در دست جامه دار و خواجگان شاهنشاه برمی‌خوریم. در زمان هخامنشیان حتی قالی بافی هم ارج و قرب بسیار داشت.

💡 اجرای اصلی انواع دارهای قالی بافی جدید و قدیم و وظایف هر کدام در ایران

💡 سکنه روستای باغملک در زمانهای گذشته به حرفه کربس بافی , قالی بافی و کار با چرخ پنبه پاک کنی و کمان حلاجی اشتغال داشته‌اند.

💡 چاقوی قالیبافی وسیله‌ای است برای بریدن نخ‌های خامه قالیبافی در هنگام گره زدن. به دلیل اینکه نوع گره زدن در مناطق مختلف ایران به دو صورت است تغییراتی در شکل و ظاهر چاقوی قالی بافی وجود دارد تا گره زدن راحت‌تر صورت گیرد.