قادره

لغت نامه دهخدا

( قادرة ) قادرة. [دِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث قادر. رجوع به قادر شود. || لیلة قادرة؛ شب نرم و آسان سیر. ( ناظم الاطباء ): بین ارضک و ارض فلان لیلة قادرة. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث قادر.

جمله سازی با قادره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از زاهدی برندی کردی کمال توبه جز پاکباز قادره ترک دعا که گوید

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز