قادر سخن

لغت نامه دهخدا

قادرسخن. [ دِ س ُ خ َ ]( ص مرکب ) چیره گفتار. سخنگو. گشاده زبان:
چنان قادرسخن شد در معانی
که بحری گشت در گوهرفشانی.نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) سخنگوی گشاده زبان.

جمله سازی با قادر سخن

💡 چنان قادر سخن شد در معانی که بحری گشت در گوهرفشانی

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز