فرا خویشتن

مترادف‌ها

خودفراتر

لغت نامه دهخدا

فراخویشتن. [ ف َ خویش ْ / خیش ْ ت َ ] ( ق مرکب ) فراخویش. رجوع به فراخویش شود.

فرهنگ فارسی

فرا خویش

جمله سازی با فرا خویشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و اشارت اندرین معنی فرا خویشتن کرد زیرا که ممکن نبود که کسی از کسی این بتواند دانستن.

💡 رسیدن به مرحله فرا خویشتن نیازمند تمرینات مداوم ذهن‌سازی و تفکر عمیق در مورد ماهیت وجودی انسان و روابط او با جهان اطراف است.

💡 بسیاری از عارفان معتقدند که تنها با عبور از مرزهای فرا خویشتن است که می‌توان به حقیقتی فراتر از محدودیت‌های جسمانی دست یافت.

💡 در مسیر رشد فردی، تلاش برای دستیابی به حالت فرا خویشتن می‌تواند به معنای رهایی از خودخواهی‌های مادی و رسیدن به آرامش درونی باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران