فتلک

لغت نامه دهخدا

فتلک. [ ف َ ت َ ل َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان رحمت آباد بخش رودبار شهرستان رشت، که در ده هزارگزی شمال خاوری رودبار و مشرق سفیدرود قرار دارد. جلگه ای معتدل، مرطوب و دارای 194 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه سار و محصول عمده اش غلات، لبنیات، زیتون و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
تلک (۴۱ بار)ف (۲۹۹۹ بار)

جمله سازی با فتلک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و افنیت عمری علی بابه فتلک اذا کرة خاسرة

💡 تمنّی رجال ان اموت و ان امت فتلک سبیل لست فیها باوحد

💡 و عن ابی قلابة قال قال رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم: ایاکم و التشدید فانّما هلک من کان قبلکم بالتشدید علی انفسهم، فشدّد علیهم، فتلک بقایاهم فی الصوامع و الدیار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران