فاعی

لغت نامه دهخدا

فاعی. ( ع ص ) خشمناک کف برآورده از دهان. ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). مؤنث آن فاعیة است.
فاعی. ( اِخ ) نام موضعی. رجوع به فاعو ( اِخ ) شود.

جمله سازی با فاعی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و قال ابن عباس: نزلت سورة الانعام فبرکت ناقه رسول اللَّه (ص) من ثقل القرآن و هیبته. و معنی ثقل القرآن هیبة القرآن. و روی: انّ الحارث بن هشام سأل رسول اللَّه (ص) فقال: یا رسول اللَّه کیف یأتیک الوحی؟ فقال: «احیانا یأتینی مثل صلصلة الجرس و هو اشدّ علیّ فینفصم عنّی و قد وعیت ما قال و احیانا یتمثّل لی الملک رجلا فیکلّمنی فاعی ما یقول».

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز