غزل گفتن

مترادف‌ها

غزل سرودن، غزل خواندن

لغت نامه دهخدا

غزل گفتن. [ غ َ زَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) غزل سرودن. غزل پرداختن. تشبیب. تشبب:
صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی
سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی.سعدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) غزل سرودن غزل پرداختن.

جمله سازی با غزل گفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در غزل گفتن غزال فکر بکر فرخی طعنه بر گفتار سعد و شعر خواجو می‌زند

💡 جز فرخی از طبع گهربار ندارد کس طرز غزل گفتن و در سفتن ما را

💡 گر کنی بر خویشن مدح و غزل گفتن حرام گردد از توحید گفتن شعر تو سِحر حلال

💡 زمانی خوردن و خفتن ندارد بجز بیت و غزل گفتن ندارد

💡 کرده از بس فرخی شاگردی اهل سخن در غزل گفتن کسی مانند او استاد نیست

💡 رفت هنگام غزل گفتن دگر سردی مکن راویان را گرمی هنگامه گو هرگز مباش

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران