غزل سرایی

لغت نامه دهخدا

غزل سرایی. [ غ َ زَ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل غزلسرا. غزل سرودن. غزل گفتن. غزل خواندن:
ماه غزل سرایی مرد ملک ستایم
از تو غزل سرایی از من ملک ستایی.فرخی.گر پیشه کنم غزل سرایی
او پیش نهد دغل درایی.نظامی.مجنون ز مشقت جدایی
کردی همه شب غزل سرایی.نظامی.غزل سرایی ناهید صرفه ای نبرد
در آن مقام که حافظ برآورد آواز.حافظ.

فرهنگ فارسی

عمل غزلسرا ۱ - سرودن غزل غزل گویی غزل پردازی ۲ - مطربی.

جمله سازی با غزل سرایی

💡 جامی خموش کم شو از گفت و گو چو شد نو ذوق غزل سرایی از شوق آن غزالت

💡 به صیدگاه محبت دل فروغی را غزال چشم تو ذوق غزل سرایی داد

💡 ترانه گوی عنا دل ز مقدم گل نو غزل سرایی آشفته مدحت اطیاب

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
رقیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز