غزال چشم

لغت نامه دهخدا

غزال چشم. [ غ َ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه چشم وی به چشم غزال ماند:
غزال چشم نگاری که بر شکار دلم
شده ست چیره تر از شیر بر شکار غزال.سوزنی.صاعقه هیبتی، گورسرینی، غزال چشمی. ( سندبادنامه ص 251 در وصف اسب ). از این کشیده قدی، گشاده خدی، لاغرمیانی، فربه سرینی، غزال چشمی. ( سندبادنامه ص 237 ).

فرهنگ عمید

ویژگی آن که چشمان زیبا مانند چشم غزال دارد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه چشم وی بچشم غزال ماند.

جمله سازی با غزال چشم

💡 عذار ساده اش خط غباری در نظر دارد غزال چشم مست او خماری در نظر دارد

💡 کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب تا شد غزال چشم سیه رام آفتاب

💡 به صید شیردلان جهان به صیادی غزال چشم تو هر دم کند کمین پلنگ

💡 چون ز می گردد غزال چشم جانان شیر گیر از نیستان پنجه مستانه لرزد بیشتر

💡 خط غزال چشم را آهوی مشکین می‌کند چهره‌های ساده را بتخانه چین می‌کند

💡 شدن نخجیر را پویان به دام عنبرین مویان غزال چشم مهرویان پلنگ و ساری اصلانش

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز