لغت نامه دهخدا
خط بر دیوار کشیدن. [ خ َ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حفظ اعداد کردن. ( آنندراج ):
می کشم در حساب وعده او
خط ز مژگان همیشه بر دیوار.شاپور ( از آنندراج ).|| کسی را بخطا و عیب منسوب کردن. ( آنندراج ).
خط بر دیوار کشیدن. [ خ َ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) حفظ اعداد کردن. ( آنندراج ):
می کشم در حساب وعده او
خط ز مژگان همیشه بر دیوار.شاپور ( از آنندراج ).|| کسی را بخطا و عیب منسوب کردن. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سیدا روز سیه انداخت خط بر روی او محنت شبهای هجران زود داد من گرفت
💡 می توان خط برون نامده را خواند چو آب بس که آیینه رخسار تو خوش پردازست
💡 تا وصف رخت در قلم آورد نسیمی خط بر ورق حسن رخ ماه کشیده است
💡 خط بر سرهر حرف چو تقویم کشندت زان به که خطی بر سر تسلیم کشندت
💡 در بر گرفته اشک چو خط بر پیاله ام دل خون شده زرشگ چو می در قنینه ام
💡 چون جهان سر بر خطت دارد مدام چون قلم خط بر جهان چندی کشی