غریق گشته

لغت نامه دهخدا

غریق گشته. [ غ َ گ َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) غرق شده. غرق گشته. مستغرق. رجوع به غرق و غرق شده شود:
مردی غریق گشته بحر تحیرم
رندی غریب مانده به کوی قلندرم.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 313 ).

فرهنگ فارسی

غرق شده غرق گشته مستغرق

جمله سازی با غریق گشته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وین شعر هم ز من چو گیاهی است سست بیخ لیکن غریق گشته درآویزد از گیاه

💡 ز موج حادثه هر دم هزار کشتی زفت غریق گشته درین بحر ژرف پهناور

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز